تمام آنچه مینویسم تقدیم به آسمانیها تنها به پاس بودنشان در بین ما زمینیها!!!
به نام حق
به نام آنکه دوستی را آفرید ، عشق را ، رنگ را .... به نام آنکه کلمه را آفرید و کلمه چه بزرگ بود در کلام او و چه کوچک شد آنزمان که می خواستم از او بگویم . سالهاست دچارش هستم . و چه سخت بود بیدلی را ، ساختن خانه ای در دل ، و این دل بینهایت چه جای کوچکی بود برای دل بیتابش ....."سهراب سپهری" تعارف که نداریم ....نوشته های من سرگذشت کلمات پریشان و سرگردانیست که ترکیبشان خزعبلاتیست که قرار نیست در هیچ کجای تاریخ ماندگار شوند . من می نویسم ، از نهایت وجودم مینویسم ، عشق می ورزم ، شعر می خوانم ، فلسفه می جوم ... و من زنی آزادتر از آنکه تسلیم هر قانونی مگر قانون عشق ورزی شود ، در این لحظه ، در این ثانیه ، در این آن .... شما را به یک غذای عروسکی ، به صرف یک چای بدون آب ، یک چای بدون چای ، یک چای غایب در فنجانهای پلاستیکی کثیف در ته حیاط ، در تنگنا ، درون یک کلبه ی فلزی کج و کوله دعوت میکنم ..... به امید آنکه قلبی بی آنکه ترک بخورد تاب بیاورد ..... ( برداشتی از نوشته های کریستین بوبن )