تبليغاتX
و خدایی که در این نزدیکیست!!!


همه چیز را با ایمان ممکن کنیم ، همه چیز با ایمان آغاز میشود . اصل ما آسمانیست ، آبی زلال دریا ....

هفته ی موفقیت آمیز و پر کاری بود . با تمام خستگیهام ، نذاشتم به روح و روانم بنشینن . پاکشون کردم و بهشون پوزخند زدم ، خیلی ساده ....

هفته ی من با روز جمعه تموم میشه ، مثل زمونایی که خونه بودم .

آخر هر هفته برنامه ی هفته ی گذشته و کارای مفیدی که انجام دادم رو مرور میکنم و در آخر برای هفته ی بعد یه برنامه ی کلی می چینم . برنامه ی قشنگی برای هفته ی دیگه گذاشتم ، برنامه های من با باقی برنامه ریزی ها یه کمی فرق دارند .

صبح روز شنبه : به آفتاب سلام می کنم ، لبخند می زنم ، فایده نداشت ، قهقه می زنم ، اینجا خوبیش اینه که کسی به خاطر بلند خندیدن محکومت نمی کنه . تمام هوا رو با اشتها می دم تو ریه هام و نفس می کشم ، اگر من امروز صبح برخاستم ، پس نفس کشیدن حق من است ، کسی نمی تواند این حق را از من بگیرد جز آنکه این حق را به من داده . روی ماهش را میبوسم ، بهش سلام می کنم ، خدایم را میگویم ، پدر آسمانیم را ، که در همین نزدیکیست . از در خانه با لبخند بیرون می روم تا ببینم امروز میتوانم روز چند نفر از فرزندان خداوندم را با وجودم زیبا کنم و خنده بر لبهایشان بنشانم .

صبح روز یکشنبه :من هستم ، وظیفه ی من از بودنم ، تنها راه رفتن نیست ، وظیفه ام تنها زندگی کردن نیست ، وظیفه ام زندگی بخشیدن نیز هست ، من شاید بتوانم با کلماتم ، با وجودم به کسی امید هدیه بدهم . شاید بتوانم روز یک نفر دیگر را هم مثل روزهای خودم آفتابی و زیبا کنم .

صبح روز دوشنبه : من هستم ، پس عشق می ورزم با بودنم ، پس با بودنم تفاوت ایجاد می کنم ، پس عشق می ورزم و عشق را هدیه میکنم ، عشق ورزیدن روزم را بیش از تنفر داشتن افتابی میکند ، پس تا می توانم عشق می ورزم و تک تک آدمهایی را که امروز می بینم را تنها به چشم یک غریبه نگاهشون نمی کنم ، امروز یاد می گیرم که آنها هم پاره ای از منند چون آنها هم همچو من فرزندان پدر آسمانی منند . پس عاشقانه دوستشان دارم و دیگر نه با حسادت و نه با نفرت که با عشق نگاهشان می کنم و عاشقشان می شوم ، گویی با آنها زاده شده ام . من کوچکتر از آنم که از بنده ای متنفر باشم .

صبح روز سه شنبه : امروز دهانم را برای همیشه می بندم ، دیگر یاوه گویی در مکتب ما بس است . بد نمی گویم ، قضاوت نمی کنم . هر که را هر آنطور که هست دوست می دارم . من خیلی حقیرتر از آنم که حتی بر اعمال یک نفر از هستی خداوندم قضاوت کنم . دروغ و نیرنگ را کشته ام . دروغ نمی گویم حتی اگر برای گفتن " حقیقت " بهای گزافی بپردازم . من مانده تا " من " شوم .

صبح روز چهارشنبه : عاشق چهارشنبه ها بوده ام ، از نخستین روزی که خودم را به یاد می آورم . به همین دلیل چهارشنبه ها از امتیاز خاصی برایم برخوردارند . چهارشنبه روز آسمانی شدن است . امروز هر طور شده باید یک قدم به خدا نزدیکتر بشوم . باید بدانم که " ایمان و فقط ایمان برای نجاتم کافیست " مارتین لوتر  باید به هر نحوی که شده امروزم را حداقل یک قدم آسمانی بردارم . زنده باد چهارشنبه ها !!!

صبح روز پنجشنبه : من به خودم افتخار می کنم ، چون امروز باور دارم بودنم بر این زمین دلیلی دارد . با ایمان ، محکم و استوار قدمهایم را برمیدارم . امروز خداوندم لحظه به لحظه با من است و در گوشم زمزمه میکند و با من می خندد . با تمام وجودم باور دارم که پدرم می خواهد از وجودم بر روی زمین یکجا یک استفاده ای بکند . کسی چه می داند شاید باید کسی را که ماشین ندارد به خانه اش برسانم ، شاید باید در لحظه ای کوتاه پیرزنی را کمک کنم که راهش را پیدا کند . اما با تمام وجودم باور دارم که وجود من وسیله است و خداوندم مرا بیهوده بر زمینش نیافریده .

صبح روز جمعه : همه چیز همان است که باید باشد ، تنها منم که باید عینک بدبینی ام را عوض کنم . این منم که باید همه چیز را آنگونه که راضی ام می کند بسازم . وقتهای طلایی ام را عاشقانه دوست دارم و نمی خواهم ثانیه ای را از کف بدهم . می خواهم لحظه هایم را آبی و آسمانی بسازم ، چون این تک تک ماییم که با آسمانی ساختن لحظه هایمان ، گیتی را آسمانی میکنیم .

این منم که اگر برخیزم ، تویی که اگر برخیزی ، همه بر می خیزند .....
میشود آسمانی بود و شد ، تنها اگر من بخواهم . چند صباحی که بر روی زمینم می خواهم به معنای " حقیقی " زندگی کنم !!!!!

 

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 7:29 بعد از ظهر توسط ناییریکا امینی |



تو خاک غریب ، هر روز یه تجربه ی جدید کسب میکنیم ، گویی از ابتدا متولد شدیم .
یه مثال کوچکش همین انتخابات تو غربته ، تو غربت رای دادنهای ما غربت نشینها و یا حتی آرزومون برای برنده شدن کاندیدای ریاست جمهوری با حالتهای عادی خیلی فرق داره . غربی ها برای رای دادن صلاح ممکلت خودشونو در نظر می گیرند و ما غربت نشینها صلاح مملکت خودمون !!!

ما دوست داریم کسی ریاست حکومت غربت رو به عهده بگیره که کمتر برای مملکت خودمون و خونه و آشیانه ی خودمون ضرر داشته باشه و غربی ها به فکر این هستن که کدوم کاندیدا کشور خودشونو بهتر میسازه . برای ما نالایق بودن طرف مهم نیست ، فقط برامون مهمه که طرف نخواد بمب رو سر عزیزامون بریزه . اینجاست که میگن :  " صلاح ممکت خود خسروان دانند !!!!! "

+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 5:51 بعد از ظهر توسط ناییریکا امینی |