تبليغاتX
و خدایی که در این نزدیکیست!!!


" بابا آب داد ، بابا نان داد ، بابا عشق داد ، بابا عشق داد ، بابا عشق داد .... "

یگانه مرد عاشق !!!!

یگانه قهرمان آسمانی نوشته هایم

با تمام عشقم ، و از اعماق وجودم ، روزت را تبریک می گویم

بخند و به زندگیم با خنده هایت معنا ببخش ،

زنده بمان و با تپش های قلب مهربانت به عشق معنا ببخش ...

بر دستان مهربانت بوسه میزنم

پدر دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوستت دارم ، تا آخر دنیا .....

روز پدر بر تو عزیزترین و عاشق ترین ، پر معنا ترین و رنگی ترین موجود روی زمین مبارک باد .....

 

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 8:33 بعد از ظهر توسط ناییریکا امینی |



پدر ....

یادداشتهایی که هر لحظه برایت می گذارم صحبتهای قلبم است . آنها را به حساب قلب عاشقم بگذار که هر لحظه برایت و به یادت می زند .

پدر مهربانم ....

اگر می دانستی ، اگر فقط می دانستی که چه اندازه برایت می میرم ، چه اندازه وجودت برایم پر اهمیت و با ارزش است ، چه اندازه بودن و نبودنت در این دنیا برایم مهم است . اگر فقط می دانستی که برای من تمام دنیایی ، اگر فقط می دانستی که من از تو یه قهرمان شکست ناپذیر ساخته ام ، قهرمانی که هرگز قد خم نمی کند ، اگر فقط می دانستی که هر لحظه ی عمرم به وجودت افتخار می کنم ، به بودنت ، تنها و تنها به سایه ات در زندگیم . پدر اگر می دانستی برای من تو یعنی تمام معنی عشق ......

و اگر تنها می دانستی که من تنها از فکر یک لحظه نبودن تو در این دنیا نابود می شوم و اشکم دیوانه وار سرازیر میشود ، اگر می دانستی بدون تو حتی یک لحظه حاضر به زندگی کردن و ماندن در این دنیای بی رحم نیستم ....

اگر به تمامی اینها آگاهی داشتی پدر ، اگر جملاتم را به خاطر می سپردی پدر .....

تنها به خاطر من بیشتر مواظب خودت می بودی ......

مادر ......

اگر میدانستی ، اگر فقط میدانستی انقدر دوستت دارم که وقت صحبت کردن از تو کم می آورم و واژه هایم را گم می کنم ، اگر می دانستی هیچ زنی را در دنیا به اندازه ی تو زیبا ندیدم ، اگر می دانستی که تو برای من مورد قبول ترین موجود روی زمینی .....

مادر اگر می دانستی ، چقدر دوست داشتم مثل تو باشم . اگر می دانستی چقدر افسوس خوردم از زمانهایی که هرگز نتوانستم با تمام تلاشهایم مثل تو باشم ، اگر می دانستی که چقدر وجودت را می پرستم . چقدر به وجودت افتخار می کنم . به داشتنت ، به بودنت ، به جسارتهایت ، به وجودت که همیشه معنای زندگی می دهد .

مادر اگر تنها می دانستی که تو یعنی همه چیز .....

اگر می دانستی مادر .....

اگر می دانستی چقدر گرمای آغوشت ، آرامش حضورت ، صدای آشنایت ، به وجودم آرامش می دهد .

اگر می دانستی که تا چه اندازه دلم برایت تنگ می شود مادر ....

برای دستانت ، برای صدایت ، برای حرف زدنهایت ، حتی نصیحت کردنهایت که گاهی عصبانیم می کرد ...

مادر اگر می دانستی اگر تو نباشی ، من تنها ترین و پرت ترین موجود زمینم ، بی دوست و بی رفیق می مانم و هیچ کس را ندارم که هر لحظه شنونده ی حرفهای مربوط و نامربوط و گاهی کسل کننده ی من باشد . اگر میدانستی تو برای من از " برگ درخت " که سهراب میگه بهتری .....

آه مادر اگر تمام اینها را که نه ، اگر حتی ذره ای از اینها را می دانستی مثل چشمهای من از خودت مراقبت می کردی ....

                            

                                 1fc2.jpg

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 0:31 قبل از ظهر توسط ناییریکا امینی |