تبليغاتX
و خدایی که در این نزدیکیست!!!


همین چند ساعت اول سال کلی دلم شکست و حالم گرفته شد . همش این چند روزه به هراس از دست دادن دوستی که واقعا دوستش دارم و یه آسمونیه تمام عیاره سپری شده . برام دعا کنین که از پیشم نره . نمیدونم چرا باورم نداره . برام دعا کنین که باورم کنه .

دعا ، دعا ، دعا یادتون نره . نمی خوام از دستش بدم و خودش اینو خوب میدونه اما همش میخواد فاصله بگیره که فکر میکنم دلیلش اینه که از یک جنس نیستیم . اون آسمونیه و من زمینی .

اول خدا بعدم شما ......

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 11:36 بعد از ظهر توسط ناییریکا امینی |



سال ۱۳۸۶ سال کورش کبیر پدر همه ی ایرانیان و بنیان گذار حقوق بشر بر تک تک ایرانیان در هر کجای جهان فرخنده باد ......

بکوشیم برای ساختن ایرانی آباد و هرگز فراموش نکنیم " که زرتشت با سرود این سرزمین را کاشت . "

هر کس در هنگام نو شدن سال برای خود اهدافی را از پیش تعیین می کند که در سال جدید آنها را به انجام برساند ، بیایید در سال جدید دیر نرسیم و بیایید همگی با هم قدمهای بزرگ در راه آسمانی شدن برداریم که هیچیک از ما نمیدانیم که شاهد فرا رسیدن نوروز آینده خواهیم بود یا نه . به قول کریستین بوبن : " روزی که ما به اندکی خوبی کردن راضی شویم ، روزی است که مرگ دیگر نمی تواند آن را از تقویم جدا سازد . "

 دوستای گلم

هر روزتان نوروز و نوروزتان پیروز باد !!!!!!!

امیدوارم سالی توام با خوشی ، شادمانی ، قشنگی و پر از روزهای سبز و قشنگ داشته باشید . هر روز برایتان بهتر و پر بارتر از روز قبل باشد .

با آرزوی موفقیت برای تک تک شما عزیزان

در پناه خداوند مهربان همیشه شاد و خرم و خندان باشید .

خدایا
به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته، حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم.
دکترشریعتی

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 10:30 بعد از ظهر توسط ناییریکا امینی |



به قول غزاله علیزاده : " ما همیشه دیر میرسیم ، رسم داریم که دیر برسیم ، ملتی دیریم ، به ضیافت فرشتگان نیز اگر دعوت شویم ، زمانی میرسیم ، که بقایای سرور را بادهای مسموم شیاطین به این سو و آن سو می برند . باز میگردیم با کاغذهای شکلات در دست و ته بلیط های نمایش در جیب و تکه هایی از اعلان های پاره در دست ، تا تار و پود آنچه را که از دست رفته ، در رویا ببافیمش ، رویاهای بی خریدار ........ "

دوستان حتما لینک زیر را ببینید . من از وقوع این فاجعه تنها یک نتیجه میگیرم . میدونین فرق ما ایرانیها با تمدن ۵۰۰۰ ساله یا به قولی ۷۰۰۰ سالمون با این آمریکاییها که تنها ۲۰۰ سال تاریخ دارند و تازه قاره ای که تمام جمعیتش را افراد مهاجر تشکیل میدهند و هیچکدامشان آمریکایی الاصل نیستند چیه ؟ الان بهتون نتیجه گیریهای خودم را با مطالعه ی پی در پی تاریخ ایران و آمار کوچکی که گرفتم در اختیارتون قرار میدهم . من به این نتیجه رسیدم که :

۱. ما ایرانیها هیچ زمان از تاریخ چندین هزار سالمون نسبت به خاکمون اون عشق و تعصبی که میبایست داشته باشیم را نداشتیم . میکوشیم برای آباد کردن کشورهای دیگه و هرگز احساس مسولیت و عشق را نداریم که حداقل بعد از تحصیل علممون به کشورمون برگردیم و در اونجا به مردم خودمون خدمت کنیم که از قدیم میگن : " چراغی که به خونه رواست به مسجد حرومه " وقتی میتونیم به کشور خودمون خدمت کنیم ، اول باید به فکر خدمت به کشور خودمون باشیم بعد دیگر کشورها .

۲ . ما ایرانیها هر گاه کشورمان دچار مشکل شد و حتی مورد تجاوز و جنگ قرار گرفت ، هر کدام که موقعیتی داشتیم ، فرار را بر قرار ترجیح دادیم . بعضی از کسانی که جنگیدند هم به خاطر اجبار بود نه عشق . چه بسا اونا هم اگه میتونستند ممکن بود همون فرار را ترجیح میدادند .

۳ . ما ایرانیها همیشه بهترین را برای خودمان و چهارچوب خانواده ی خودمان میخواهیم و وقتی پای فجایعی چون جنگ به میان می آید ، دنبال موقعیتی هستیم تا فرزندانمان را از مهلکه در ببریم و با خود میگوییم : " بگذار دیگران بروند و کشته شوند و بجنگند چرا بچه ی من ؟؟؟!!!! "

 ۴ . تعصبهای مسخره و بیجا ، تعصبهای قومی و مذهبی . فلانی ترکه من تهرانیم ، فلانی مسیحیه ، من مسلمونم . نمی فهمیم که ما همه ایرانی هستیم ، فرقی نمیکنه مال کدوم شهر و از کدوم مذهب و مسلک هستیم ، مهم اینه که همه ایرانی هستیم و آبادی میهنمان جز با اتحاد داشتن ما میسر نمی شود .

۵ . در خارج از ایران ، چینی ها به چینی ها کار می دهند ، عربها به عربها ، هندی ها به هندی ها و ایرانیها به هر ملیتی غیر از ایرانیها . این خودش جای بحث داره . ایرانیها تنها ملتی هستند که هیچ زمان پشتیبان همدیگر نیستند . به قولی غریب نوازند .

۶ . یکی دیگر از علل اساسی و مهم این است که :

اکثر ایرانیها در آمریکا موفق ترین و ثروتمندترین جمعیت آمریکا را تشکیل می دهند . خیلی موارد از این موفقیتها را میشود نام برد که جدیدترین آنها شهردار ( بورلی هیلز در کالیفرنیا ) هست که در واقع یکی از گرانترین جاهای آمریکا و دنیاست و این آقا یک ایرانی است . جالبترین قسمت قضیه همینجاست که این آقای محترم حتی در تلویزیون ایرانی هم از ده کلمه حرفی که میزند بدون اغراق هشت کلمه اش انگلیسی است و در این میان دو کلمه فارسی که مشخص میکند او یک زمانی ایرانی بوده است .

۷ . علت مهمتر از آن این است که آمریکایی ها با وجود تاریخ ۲۰۰ ساله شان ، هر ثانیه قدمی رو به بهتر شدن و ترقی و پیشرفت بر می دارند و کشورشان را در جهان به عنوان یک ابر قدرت جا میزنند . اما ما هر ثانیه گامی به عقب بر میداریم . به طوری که آمار نشان میدهد آمریکا از ۹۵ کشور جهان رتبه ی پنجم را کسب کرده است از هر لحاظ و ایران رتبه ی ۹۰ را ، و این حقیقتا باعث تاسف است که ما حتی در ستون آمار از کشورهایی مثل لیبی هم رتبه ی پایینتری داریم .

۸ . ما ایرانیها همیشه عادت کرده ایم تقصیر را به گردن دیگری بیندازیم .

۹ . مهمترین علت هم که مشخصه : " همیشه دیر میرسیم ........ "

میگویید ایران جای زندگی نیست ؟ پس ما چیکاره ایم ؟ چرا همیشه مسولیت های خودمان را به گردن بغل دستیمان می اندازیم ؟ چرا هرگز فکر نمی کنیم که بهترین و بالاترینی که من میتوانم انجام بدهم برای ساختن ایرانی آباد و تبدیل آن به " محل زندگی " چیست ؟ چرا باور نداریم خود ما میتوانیم قدمی بزرگ برای تغییر به وجود آوریم و چرا نمی پذیریم که باید از خودمان شروع کنیم ؟؟؟!!!!

این هم یک فاجعه ی دیگه ، فیلم ۳۰۰ !!!!!!! باعث شد اشکم در بیاد . هی میگیم تاریخ وتمدن داشتیم : " گیرم پدر تو بود فاضل ، از بهر پدر تو را چه حاصل ؟؟؟ "

لینک زیر را حتما نگاه کنید . جالبه !!!! چند دقیقه ای بیشتر وقتتونو نمی گیره .

 
 
 http://youtube.com/watch?v=_NfNGWZ5V0A
 
                                   
                                           جاوید باد ایران !!!!!!!!!!
 
 
 
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 8:27 بعد از ظهر توسط ناییریکا امینی |



چوخورشيد تابان ميان هوا                 نشسته بروشاه فرمان روا
جهان انجمن شد بر آن تخت او           شگفتي فرو مانده از بخت او
بجمشيد بر گوهر افشاندند                مران روز را روزنو خواندند
سر سال نو هرمز فرودين                  بر آسوده از رنج روي زمين
بزرگان بشادي بياراستند                   مي و جام و رامشگران خواستند
چنين جشن فرخ از آن روزگار              بما ماند ازان خسروان يادگارشاهنامه فردوسی طوسی

با استناد به ابیات فوق از شاهنامه ، جشن نوروز از زمان پادشاهی جمشید در بین پارسیان مرسوم است . نوروز در حقیقت روز تاجگذاری جمشید پادشاه بوده است و حتی با گذشت هزاران سال و با وجود حمله های مختلف به کشورمان که هر کدام با به جای گذاشتن فرهنگ های مختلف همراه بوده ، همچنان در بین ایرانیان حایز اهمیت است .

در كتاب اصل و نسب دينهاي ايرانيان باستان در خصوص شروع جشن نوروز در ايران باستان چنين مي نويسد :

در موقع تحويل سال اهل خانه دور سفره عيد مينشستند ودر برابر خوان گسترده و نعمت هاي خداداده به درگاه اهورامزدا دست سپاس بلند ميكنند و با خواندن اوستا سال نو آغاز مي گردد.
پس از خواندن اوستا به عيدي و روبوسي و تبريك گفتن مي پردازند و با داد و ستد شاخه هاي برگدار مانند مورد . سرو .كاج انجام تشريفات جشن شروع مي شود. پس از مراسم دادن گلاب و خوردن شيريني . آنگاه بر كتابچه يادبود بوسيله مردان عبارت يا اشعاري نوشته مي شود.
يكي ديكر از آداب نوروز پاشيدن برگ آويشن بر گوشه هاي پائين چهار چوبه درب منزل مي باشد كه نشانه ي برقراري جشن در خانه است كه بي درنگ پس از آن ديد و باز ديد فاميل نزديك انجام مي شود.لذا مراسم ديد و باز ديد عمومي هم انجام مي گيرد.
از سخناني كه در مورد پيدايش اين جشن باستاني گفته شد سه نتيجه مهم بدست مي ايد كه از شهرت تاريخي و قدمت آن پيش از ساير ملل دنياگفتگو مي شود .
اول اينكه :بنا به عقيده بيشتر مورخين اين جشن از جمشيد پادشاه سلسله پيشدادي است و به همين جهت آن را جشن نوروز جمشيدي مي گويند.
دوم اينكه : در كيش مقدس مزديسني بواسطه پايان يافتن اوقات آفرينش و فراغت اهور مزدا از كار خلقت جنبه مذهبي بخود گرفته و اهميت و رسميت يافته است.
سوم اينكه : برابر نوشته هاي اوستا به سبب نزول فروهران در گذشتگان پاك و پارسا . فلسفه وجودي نوروز قوي تر شده و بر برتري و احترام آن افزوده است.
شايد بدين جهت ايرانيان چند روز قبل از آغاز جشن و عيد به خانه تكاني و پاكيزه كردن اثاثيه مي پردازند تا فروهران در هنگام فرود آمدن به زمين . آنها را پاك و خرم ببينند و با شادي و سرور به مكان خود باز گردند. در شب نوروز كه فروهر هاي در گذشتگان به زمين فرود مي آيند براي فرخندگي و ميمنت آتش روشن مي كردند و بنام هفت امشاسپندان. سفره هاي هفت سين ( چين ) ترتيب مي دادند.

یاد آور می شوم که جشن نوروز از چهار شنبه سوري شروع و در آخر روز سيزده بدر به پايان مي رسد و تمام اقوام ايراني به خصوص مازندراني ها ، كردها و اقوام ديگر ايراني به جشن نوروز اهميت زيادي مي دهند .

بنا بر اين نوروز ، جشني است جاوداني كه بايد هر سال با نهايت جلال و احترام برگزار شود و آتش شوق و شادي كه بهترين نشانه جشن و سرور است در آن هنگام فرخنده روشن گردد .

هر کدام از ما به عنوان یک ایرانی موظفیم که توجه بيشتر به فرهنگ پر بار اين مرز و بوم داشته باشیم تا بتوانیم جامعه اي با هويت ايراني بنا کنیم . كه در آن مرد و زن و پير و جوان و دارا و ندار و مسلمان و غير مسلمان و هر مذهب و مسلك احساس مالكيت و انگيزه لازم جهت اثبات فرهنگ خوب ايراني را به جهانيان در مواقع لزوم داشته باشند . و هر روز شاهد ببار آمدن فجایعی از قبیل فيلم 300 و وقايع مشابه نباشيم . تک تک ما در مقابل میهنمان برای بنای ایرانی آباد مسئولیم .

هر روزتان نوروز و نوروزتان پیروز باد !!!!!!!!

                         پاينده باد ايران


 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 9:18 بعد از ظهر توسط ناییریکا امینی |



آه ....

سهم من اینست

سهم من اینست

سهم من ،

آسمانیست که آویختن پرده ای آنرا از من می گیرد

سهم من پایین رفتن از یک پله ی متروکست

                               و به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن .......    

سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست

و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید :

" دستهایت را دوست می دارم " فروغ فرخزاد

خسته تر و دلتنگ تر از همیشه ، باز هم تنها و تنها ، تنهاتر از همیشه بی صبرانه چشم براه سال جدید نشسته ام . میدانم که هیچ جای خالی برایم پر نخواهد شد . میدانم باز هم سهمم از زندگی همانیست که تا به حال بوده ، میدانم که باز هم آدمهای زیادی در زندگیم می آیند و می روند و هر کدام بیرحمانه تکه ای از قلبم را به تاراج خواهند برد . اما باز هم امیدوارم . باز هم امید دارم . باز هم چشم انتظارش می مانم . که زندگی تکرار امید است و بس . در غیر این صورت زندگی با ناامیدی مفهومی ندارد . می شود با همین سهم اندکی که بهم داده عاشقش باشم . عاشق زندگی .... تا روزی به همه اثبات کنم زندگی یعنی عشق ...... بارها با خود تکرار کردم ، از دیگران چه انتظار داری وقتی کسی را که روزی صد بار برایش مردی و زنده شدی ، کسی که حاضر بودی لب تر کنه تا براش بمیری قدر عشقت را ندانست ..... از دیگران چه انتظاری داری ؟؟؟!!!! سهم تو همین است ، " گنجشک روزی " به همان که سهمت هست از زندگی قانع باش . حتی اگر تنهایی محض باشد . حتی اگر دلتنگی و غربت باشد . عاشق همان تنهاییت بمان و بهش وفادار بمان . خدا را چه دیدی شاید تنهاییت عشق زندگیت شد و تو شدی عشقش و قدرت را دانست .......

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 8:40 بعد از ظهر توسط ناییریکا امینی |



زردی من از تو سرخی تو از من ، از من ، از من .........
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 12:54 بعد از ظهر توسط ناییریکا امینی |